دل نوشته دو عاشق

 
نویسنده : نفیسه و احمد - ساعت ۱٢:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/٢۸
 

بهار، بهترین بهانه برای آغاز، و آغاز بهترین بهانه برای زیستن...

آغاز بهار مبارک  قلب ماچ


 
 
 
نویسنده : نفیسه و احمد - ساعت ۸:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/٢۸
 

درد و دل سال 88

سال جدیدم تا حدودا 24 ساعت دیگه شروع می شه، سال 88 با همه بدی ها و خوبی هایی که برای من و نفیسم داشت، تموم شد.من یه سری قول به نفیسم دادم که متاسفانه نتونستم عملیش کنم، نمیدونم که مشکل از کم کاری من بود یا علت دیگه ای داشت، ولی می خوام ازنفیسم عذر خواهی کنم،به خاطر همه بدی هایی که از من تو سال 88 دید، تمام تلاشم می کنم تو سال جدید تمام کمبود ها رو جبران کنم و به هدف هایی که دارم برسم.امیدوارم همه قبل ازتموم شدن سال بتونیم همدیگرو ببخشیم برای خطا هایی که خواسته یا ناخواسته درحق ما کردن...من سال تحویل کنار نفیسم نیستم ولی خدا میدونه که تمام فکرم پیش اونه...

 دعا می کنم سال 89 سالی پربار، پربرکت برای همه باشه و پر از اتفا قهای قشنگ برای همه عاشقهای ایران

سال نو مبارک :-<

 

 


 
 
 
نویسنده : نفیسه و احمد - ساعت ٩:۱٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/٢٤
 

سلام

این اولین مطلب من برای یه وبلاگ مشترک با نفیسمه:-)

نمیدونستم چی بنویسم، پس به فکر یه هدیه افتادم که خیلی با

 ارزشه.تقدیم می کنم به لیلی خودم (نفیس) و همه لیلی و مجنون ها...

 توضیحات و دانلود در ادامه مطالبچشمک

  لیلی و مجنون داستانی ایرانی است که حقیقت یا افسانه بودن آن جای بحث بسیار دارد. در ادبیات عرب شعرهای زیادی در وصف لیلی و عشق سوزناک او وجود دارد، که به مجنون یا قیس عامری نسبت می‌دهند، اما ظاهراً از شاعران مختلفی بوده‌است. داستان لیلی و مجنون در ادبیات فارسی نیز مشهور بوده‌است، تا این‌که در سال ۵۸۴ هجری قمری «حکیم جمال الدین ابومحمد الیاس بن یوسف» معروف به نظامی گنجوی آن را به عنوان سومین گنج از پنج گنج خود به نظم می‌آورد. این داستان جز جانمایهٔ آن، که افسانه‌ای عربی است، بیشترش آفریدهٔ ذهن خلاق و طبع موزون استاد بزرگ شهر گنجه، (نظامی) است و آن‌چنان در ادبیات فارسی و کشورهای همسایه مورد توجه قرار گرفته‌است که پس از او ۳۸ شاعر فارسی زبان، ۱۳ شاعر ترک، و ۱ شاعر اردو به تقلید از نظامی، این داستان را به نظم آورده‌اند.

مثنوی لیلی و مجنون شامل ۴۵۰۰ بیت است، که به سال ۵۸۴ به نام شروانشاه ابوالمظفر اخستان سروده شده‌است در این مثنوی داستان پر سوز و گداز عشق مجنون (قیس عامری) از قبیله بنی عامر و لیلی دختر سعد به رشته نظم درآمده ‌که از داستانهای مشهور فولکلور تازی پیش از اسلام می‌باشد.

 متفکردانلود کتاب الکترونیکی لیلی و مجنون(نظامی گنجوی،150MB)نسخه پی دی اف

متفکردانلود کتاب الکترونیکی لیلی و مجنون(نظامی گنجوی،102MB)نسخه زیپ

 


 
 
 
نویسنده : نفیسه و احمد - ساعت ۳:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/٢۳
 


نمی دانم ... نمی دانم چه بگویم ؟ هرگاه که یادت در آغوش لحظه هایم به رقص در می آید قلبم با کلام شیرین سکوت فقط تو را می خواند . تو را می خوانم با تمام قلب و روحم .. تو را که از من با من مهربان تری . تو را که در چارچوب نگاهت مهربانی قاب شده است و با هر لبخندت هزاران پروانه شوق در دلم به پرواز در می آید .

 با من چه کردی ؟ 

با من چه کردی ای آشنای غریب و ای غریب آشنا ! با من چه کردی که اینگونه از دیار خود کوچیدم و در آغوش عشق خزیدم ؟ با من چه کردی که پشت پا زدم به آنچه که می خواستم و تو را برگزیدم ؟

لحظه ای نگاهت را به چشمانم ببخش ، مهرت را به قلبم و حضورت را به لحظه هایم ، تا با تمام وجود تو را و حضورت را حس کنم و مست عشق شوم .

وقتی بسویم آمدی با کوله باری از عشق ، با سبدی از گل های سرخ لبخند ، با یک دنیا صداقت ، با یک جهان وفا و با بیابانی سرشار از کلمات عاشقانه زیبا .. سحر شدم .

تو را یافتم و از همه چیز گسستم .

تو گنجینه ی عشق را در دل و یاقوت لبخند را بر لب داشتی و من چشم بستم بر هر آنچه غیر تو بود !

آه ای غریبه  ! با من چه کردی ؟؟!...            




 
 
 
نویسنده : نفیسه و احمد - ساعت ٩:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/٢٢
 

مجنون را به محکمه عدل بردند گفتند توبه کن گفت

 

خدایا عاشقم عاشق ترم کن