دل نوشته دو عاشق

امروز دلت رو شکستم!
نویسنده : نفیسه و احمد - ساعت ۱٠:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۸/۱٥
 

امروز دلت رو شکستم
آنقدر صدای شکستنش محکم بود که خودمم لمسش کردم.
باور کن هیچ منضوری نداشتم.


بعضی وقت ها زود تصمیم می گیرم،امروز از همین روزها بود.
خدا میدونه که طاقت دیدن ناراحتی و اشکات رو ندارم.


خیلی بهم ریخته بودم، چرا باید حرفی بزنم که انقدر نسنجیده باشه و مهربونترین همسردنیا رو که خنده هاش،شیطنت هاش و از همه مهمترلوس بودنش به اندازه تمام دنیا می ارزه، ناراحت کنم!


تنها امید زندگیم از دستم ناراحت بود،وقتی صدای گریه اش گریهشنیدم،بغضم گرفت ولی نمی تونستم.....


سرم درد می کرد و خیلی ناراحت،گرفته بودم تا اینکه
با مهربونی همیشگی،با عشق وصف ناپذیرش بهم ثابت کرد مثل همیشه دوستم داره، خیلی بیشتر از اون چیزی که فکرش رو بکنم


                                            منو بخشیدلبخند


از خوشحالی گریم گرفته بود و نمی دونستم که باید چیکار کنم 


تنها چیزی که می تونم بگم اینکه امیدوارم منو از ته قلبش بخشیده باشه


من
نفیسم دارم(یه فرشته) و قدرش رو میدونم....