دلتنگی

10 ماه گذشته و من هنوز نفیسم رو ندیدیم....

چند روز دیگه تولدشه لبخند

ولی افسوس که نمی تونم یا نمیخواد  که ببینمش ولی خدا میدونه که هر روز به یادشم 

هر لحظه نبودش رو کنارم حس میکنم ... 

با اینکه 2 سال از تنها موندنم میگذره ولی هنوز دوســـــــــــــــــش دارم 

و 

یاد لحظه های با تو بودن زندم 

هیچ چیزی نمیتونه باعث التیام زخمی بشه که رو دلم هست 

از اون عشق فقط 

یه داغ بزرگ مونده رو دلم و یه 

                          حـــــــــــــــــــــــــــــســـــــــــــــــــــــــــــــــــــــرت

/ 2 نظر / 60 بازدید
محمد علی

با سلام و عرض ادب...[گل] با چند مطلب جدید منتظرتان هستم موفق و موید باشید. دلم گرفته آسمان http://asemondelamgerefte.persianblog.ir/ داستانهای کوتاه http://daryayedastan.persianblog.ir/ کاش می شد بچه بودم غمی نداشتم شبا راحت چشامو رو هم می ذاشتم می خوابیدم خوابای ساده می دیدم آدما رو ، همه آزاده می دیدم توی دنیای قشنگم ، نه غمی بود و نه دردی نه دل تنگی و نه خونه ی سردی واسه من دیدنی بودن شاپرک ها وقتی که پر می کشیدن سوی گل ها سوار اسب خیالم تا دل ابرا می تاختم میون ستاره ها خونه می ساختم می شدم همسایه ی خورشید زیبا از تو آسمون می رفتم توی دریا مثل ماهی توی آب سفر می کردم از تموم دریاها گذر می کردم خبر از جنگ بزرگترا نداشتم توی سینه ها گل امید می کاشتم رو لبام ترانه ی مهر و وفا بود دل کوچیکم پر از عشق ِخدا بود [لبخند]

ملیسا

عزیزمممم الهی بگردم من که 5 سال مثل توئم [ناراحت][ناراحت][ناراحت][ناراحت][ناراحت][ناراحت] با تمام وجودم درکت میکنم